
این همون قدر ناعادلانه است که ساختن یه برج بلند کنار خونه و محروم شدن از آسمون میتونه ناعادلانه باشه.....
همون قدر که خارج شدن یه بچه از دنیای زیبایی که براش ساختن و دیدن واقعیتها میتونه ناعادلانه باشه.....
ناعادلانه است مثل وقتی میفهمی حتی برای دوست داشتن هم آزاد نیستی....
مثل وقتی برای دلتنگی دوران بیقید و بند بچه گیت مواخذه می شی....
این ناعادلانه ست درست به اندازه ی ناعادلانه بودن رنج کشیدن به جرم دونستن و آرامشی که همراه بی اطلاعیه .....
این ناعادلانه ست ...همین